در روایتی که خدمتکار مادربزرگ مرضیه و مسعود، شیرین،از رویدادهای قدیم بازگو میکند، به داستان زنی اشاره میشود که شوهرش ارباب است و به خاطر بچهدار نشدن زنش با اصرار مدام زن اولش تصمیم به ازدواج میگیرد که با یک دختر رعیت ازدواج کند..
به عَجز مهمونم می کنی؟ به تسلیم؟ این چه رضاییه که باید از ظهر عاشورا و وَقف عقیق و ...
یک معلم شیمی که مبتلا به سرطان ریه غیرقابل جراحی تشخیص داده شده است، برای تأمین ...
فرهاد و هاله زن و شوهری هستند که پس از به دنیا آمدن بچه اشان امیر وارد دنیایی تازه ...
یک خانواده اشرافی سیسیلی قرن نوزدهم در دوران تغییر جامعه و سیاسی گرفتار می شوند.
بهزاد طی ماجرایی با زنی تصادف میکند و او را به خانه میآورد. به تدریج حرکات عجیبی ...
به برههایی از تاریخ ایران میپردازد که در آغاز جنگ جهانی اول تمامی جهان درگیر ...
نام شما
توضیحات و لینک خراب را وارد کنید.
با استفاده از روش های پایین میتوانید این مطلب را برای دوستان خود به اشتراک بگذارید