در روایتی که خدمتکار مادربزرگ مرضیه و مسعود، شیرین،از رویدادهای قدیم بازگو میکند، به داستان زنی اشاره میشود که شوهرش ارباب است و به خاطر بچهدار نشدن زنش با اصرار مدام زن اولش تصمیم به ازدواج میگیرد که با یک دختر رعیت ازدواج کند..
۲۲ سال از فرار ستایش و فرزندانش می گذرد. اینک هر سه با هویتی دروغین و با نام فامیل ...
در هنگام پاسخ دادن به یک تماس رادیویی جدید ، یک جفت از افسران پلیس در گشت زنی دنبال ...
پس از فرود نرماندی، گروهی از سربازان آمریکایی به پشت خطوط دشمن می روند تا چتربازی ...
در مورد زوجی به نام کارلوس و النا است که در آستانه طلاق قرار دارند، اما درست قبل از ...
سرایداری پس از 30 سال فعالیت در آستانه بازنشستگی قرار دارد و تصمیم به جا به جایی می ...
سفر مردی که خود را کشف می کند، عشق پیدا می کند و برای سرزمین مادری خود می جنگد. آیا ...
نام شما
توضیحات و لینک خراب را وارد کنید.
با استفاده از روش های پایین میتوانید این مطلب را برای دوستان خود به اشتراک بگذارید