تقی کامیونی دارد که برای امرار معاش با آن کار میکند و عزت به عنوان شاگرد راننده، همراه اوست. تقی که عاشق کامیون خود است، نام «خوش رکاب» را روی آن گذاشته و با وسواس بسیار از آن مراقبت میکند...
افسانه دختر فقیری است که به دلیل بدهی های زیاد پدرش، برگه های مطالبه پدرش را ...
ناصر، شرور و خشن و سابقهدار در اثر ضربه ناشی از وقوع یک تصادف، حافظه خود را از دست ...
سیامک سلطانی و سعید سلطانی برادر هستند و در خانهای در جنوب شهر همراه پدرشان ...
فرشته پس از مرگ تصادفی شوهرش خانه و دو پسرش را از دست میدهد که حاج صفدر، پدرشوهر ...
پس از ربوده شدن بابانوئل، رئیس امنیت قطب شمال باید با بدنام ترین شکارچی جایزه جهان ...
در روایتی که خدمتکار مادربزرگ مرضیه و مسعود، شیرین،از رویدادهای قدیم بازگو ...
نام شما
توضیحات و لینک خراب را وارد کنید.
با استفاده از روش های پایین میتوانید این مطلب را برای دوستان خود به اشتراک بگذارید